صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۲۰۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
یادگار عشق داغی در دل دیوانه ماند شمع رفت از انجمن، خاکستر پروانه ماند گریهام در دل گره شد، نالهام بر لب شکست وای بر قفلی که مفتاحش درون خانه ماند زیر سقف آسمان نتوان نفس را راست کرد در دل ما آرزوی نعره مستانه ماند