صبوزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبوزه . [ ص َ زَ/ زِ ] (ص ) مخنث پلید بود (؟) : مادرش گشته سمر همچو صبوزه بجهان از طراز اندر تا شام و ختن تا در زنگ . قریع (از لغت فرس اسدی ). و رجوع به صبورة شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبوزه . [ ص َ زَ/ زِ ] (ص ) مخنث پلید بود (؟) : مادرش گشته سمر همچو صبوزه بجهان از طراز اندر تا شام و ختن تا در زنگ . قریع (از لغت فرس اسدی ). و رجوع به صبورة شود.