عبیرآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبیرآباد. [ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور، واقع در ١٨ هزارگزی جنوب خاوری نیشابور. در جلگه واقع است . و هوای آن معتدل است و ٣٥٤ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولات آن غلات است شغل اهالی زراعت و مالداری است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
عبیرآباد. [ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان دامغان، واقع در ده هزارگزی جنوب باختری دامغان . و هفت هزارگزی ایستگاه . هوای آن معتدل است و ٣٥٠ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و چشمه علی تأمین میشود. محصولات آن غلات، پسته، پنبه، انگور و حبوبات است . شغل اهالی زراعت و گله داری است . صنایع دستی آنها کرباس بافی است . راه فرعی آن از ایستگاه منشعب میشود. دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).