عفافة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عفافة. [ ع َ ف َ ] (ع مص ) به معنی مصدر عَف ّ و عَفاف است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بازایستادن از زشتی . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). بازایستادن . (آنندراج ). رجوع به عف و عفاف شود.
عفافة. [ ع ُ ف َ ] (ع اِ) اسم است مصدر عَف ّ را به معنی فراهم آمدن و گرد آمدن شیر در پستان، و گویند باقی ماندن آن است در پستان . (از اقرب الموارد). و رجوع به عَف ّ شود. ◄ شیر فراهم آمده . باقی مانده ٔ شیر در پستان . (منتهی الارب ). باقیمانده ٔ شیر در پستان پس از آنکه اکثر آن نوشیده شده باشد. (از اقرب الموارد). ◄ (اِخ ) آبی است بنی نمیر را. (از معجم البلدان ).