غبار خاطر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غبار خاطر. [ غ ُ رِ طِ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) غبار دل . مجازاً به معنی آزردگی خاطر : چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را غبار خاطری از رهگذار ما نرسد. حافظ. - غبار بر خاطر ماندن ؛ رنجیدگی و کدورت در خاطر یا دل ماندن : عاقبت از ما غبار ماندو زنهار تا ز تو بر خاطری غبار نماند. سعدی . و رجوع به غبار دل و غبار بر دل نهادن شود.