غمت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غمت . [ غ َ ] (ع مص ) گران آمدن طعام بر دل کسی و مانند مست گردانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). سنگین شدن خوراک بر دل کسی و چون مست گردانیدن او را.اِتخام . (از اقرب الموارد). ◄ فروبردن در آب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ فروگفتن چیز را. (منتهی الارب ) (آنندراج ).پوشانیدن چیز را. (از اقرب الموارد). ◄ سر برآوردن وقت آب خوردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بلند کردن سر را هنگام آشامیدن . (از اقرب الموارد).
غمت . [ غ َ م َ ] (ع مص ) همچو مست مدهوش گردیدن از گرانی طعام . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سنگین شدن خوراک بر دل کسی و چون مست گردیدن او. (از اقرب الموارد).