فراهختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراهختن . [ ف َ هَِ ت َ ] (مص مرکب ) فراهیختن . آویختن . ◄ تربیت نمودن . ادب کردن . (برهان ). ◄ بیرون آوردن . بیرون کردن . اخراج . (یادداشت به خط مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراهختن . [ ف َ هَِ ت َ ] (مص مرکب ) فراهیختن . آویختن . ◄ تربیت نمودن . ادب کردن . (برهان ). ◄ بیرون آوردن . بیرون کردن . اخراج . (یادداشت به خط مؤلف ).