فرجامگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرجامگاه . [ ف َ ] (اِ مرکب )گور است که قبر باشد و آن جایی است که آدمی را بعد از رحلت از دنیا در آنجا نهند. (برهان ) : بسی دشمن و دوست کردی تباه کنون بازگشتت به فرجامگاه . فردوسی . ◄ سرای دیگر. آخرت : چنان دان که ریزنده ٔ خون شاه جز آتش نبیند به فرجامگاه . فردوسی .