فرمان پذیرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرمان پذیرفتن . [ ف َ پ َ رُ ت َ ] (مص مرکب ) فرمان بردن . فرمان برداری کردن . اطاعت امر دیگری نمودن : چنین داد پاسخ سخنگوی پیر که فرمان دهم من تو فرمان پذیر. نظامی . تا کنون فرمان پذیرفتن ز شاه بعد از آن فرمان رساندن بر سپاه . مولوی . رجوع به فرمان شود.