فریادخواهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فریادخواهی . [ ف َرْ خوا / خا ] (حامص مرکب ) فریاد خواستن . دادخواهی . تظلم : غلط گفتم که عشق است این نه شاهی نباشد عشق بی فریادخواهی . نظامی . رجوع به فریادخواه و فریاد خواستن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فریادخواهی . [ ف َرْ خوا / خا ] (حامص مرکب ) فریاد خواستن . دادخواهی . تظلم : غلط گفتم که عشق است این نه شاهی نباشد عشق بی فریادخواهی . نظامی . رجوع به فریادخواه و فریاد خواستن شود.