فیض کاشانی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۲۰۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عشق بری پیکران مینپذیرد علاج شورش دیوانگان مینپذیرد علاج تا نظر افکنده دین و دلت رفته است دلبری دلبران مینپذیرد علاج قصد دل وجان ما، تا چه بایمان کنند فتنه این رهزنان مینپذیرد علاج برصف دلها زنند غارت جانها کنند این ستم شاهدان مینپذیرد علاج در دل خارا چه سان رخنه کند آب چشم این دل سنگین دلان مینپذیرد علاج سوزش دل کم نکرد اشگ چو باران من آتش عشق بتان مینپذیرد علاج فیض ازین قصه بس ناله مکن چون جرس عشق بآه و فغان مینپذیرد علاج