واژه‌جو

قبتور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قبتور. [ ق َ ] (اِخ ) قبطور. جزیره ای است به مغرب . از آنجا است خطیب آن، سعیدبن محمد انصاری . (منتهی الارب ). جزیره ای است در اسپانیا شهری است از شهرهای اندلس رجوع به الحلل السندسیة ص ٨٣ و ١١٧ شود. یاقوت آن را قبثور ضبط کرده است . رجوع به قبثور شود.

معنی قبتور | واژه‌جو