لبب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لبب . [ ل َ ب َ ] (اِخ ) نام جایگاهی است . (معجم البلدان ).
لبب . [ ل َ ب َ ] (ع اِ) سر سینه . (منتهی الارب ). لبة. بر. (مهذب الاسماء). منحر. ◄ حمایل جای از سینه . (منتهی الارب ). موضع که بند بر آن نهند. (منتخب اللغات ). ◄ موضع القلادة من الصدر. ج، لباب و الباب . (بحرالجواهر). پیش بند پالان . (منتهی الارب ). فروبند. (حبیش ). بربند. (مهذب الاسماء). دوال زیر شکم اسب که یکسرش به سینه بسته باشد و یکسرش به تنگ . (منتخب اللغات ). سینه بند. پیش بند. ◄ رسن جوی که بر گردن گاو نهند. (مهذب الاسماء) ◄ ریگ تنک . ج، اَلباب .(منتهی الارب ). ◄ بسیاری از ریگ . (منتخب اللغات ). ◄ حال . (منتخب اللغات ). منه قولهم فلان فی لبب رَخی ؛ ای حالة واسعة. (منتهی الارب ).