مبلغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبلغ. [ م ُ ل َ ] (ع ص ) رسانیده شده . صیغه ٔ اسم مفعول از ابلاغ است و متفرع از ابلاغ که به معنی رسیدن و کامل شدن است . چنانکه گویند این کودک بالغ شده و در فارسی نیز ترجمه ٔ بلوغ که رسیدن است به معنی کامل شدن بسیار می آید چنانکه گویند که این میوه رسیده است، یعنی پخته و کامل شده است . (از غیاث ).
مبلغ. [ م ُ ب َل ْ ل َ ] (ع ص ) رسانیده شده . (غیاث ).
مبلغ. [ م ُ ب َل ْ ل ِ ] (ع ص ) رساننده . (غیاث ). رساننده و کسی که حکم و امر را بدیگران می رساند و ابلاغ می کند. (ناظم الاطباء). رساننده و کسی که پیام یا نامه با درود و جز آن را به دیگری می رساند. (از ذیل اقرب الموارد). رساننده، آن که به دینی و مسلکی خواند. داعی . تبلیغ کننده . آن که دینی را به مردم آموختن و باورانیدن خواند. ج، مبلغین . - مبلغ رسالت ؛ پیام گزار. پیغام گزار. رساننده ٔ پیام . آن که مردمان را به دینی و طریقی گرداند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).