محجوبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محجوبی . [ م َ] (حامص ) حالت و چگونگی محجوب . شرم . آزرم . حیا. خجالت و شرمساری و شرمگینی . (ناظم الاطباء) : ای دل محجوب بگذر از حجاب زانکه محجوبی حجاب جان بود. عطار.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محجوبی . [ م َ] (حامص ) حالت و چگونگی محجوب . شرم . آزرم . حیا. خجالت و شرمساری و شرمگینی . (ناظم الاطباء) : ای دل محجوب بگذر از حجاب زانکه محجوبی حجاب جان بود. عطار.