محرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محرد. [ م ُ ح َرْرَ ] (ع ص ) وردوک خمانیده مانند طاق و کازه که در آن حرادی قصب باشد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). خانه ٔ خرپشته . (مهذب الاسماء). ◄ کژ و خمانیده از هر چیزی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
محرد. [ م ُ ح َرْ رِ ] (ع ص ) گوشه نشین . کناره گزین . (از اقرب الموارد). ◄ کج کننده ٔچیزی و خماننده ٔ آن به هیئت طاق . ◄ دسته ٔ نی بر دیوار حظیره بندنده برای زینت . ◄ پناه گیرنده به وردوک خمیده ٔ کژ. (از منتهی الارب ).
محرد. [ م َ رِ ] (ع اِ) مفصل گردن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ جای پالان از پشت . ◄ جای بریدن . (منتهی الارب ).