محو و مات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محو و مات . [ م َح ْ وُ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب ) از اتباع است . از خود بیخود. واله و حیران و مبهوت . - محو و مات جمال کسی شدن ؛ شیفته و حیران جمال شدن . - محو و مات شدن ؛ از خود بیخود شدن . واله و حیران و مبهوت شدن .