مخیلات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخیلات . [ م ُ خ َی ْ ی َ ] (ع ص، اِ) در نزد اهل منطق ؛ مخیلات عبارت است از قضایای مسلمه یا غیرمسلمه، راست یا دروغ که با تخیل آنها قبض و بسطی در نفس پیدا شود و نفس آدمی از آن متأثر گردد مانند آنکه بگوئی شراب مانند یاقوتی سیال است و یا عسل تلخ و مهوع، که تخیل اولی سبب رغبت و دومی باعث نفرت می گردد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج ١ ص ٤٥٤) (از تعریفات جرجانی ). عبارت از قضایا و مقدماتی هستند که نفس را بجنبانند تا بر چیزی حرص آرد یا از چیزی نفرت گیرد و باشد که نفس داند که دروغ اند.(از دانشنامه ص ١٢٧). عبارت از قضایائی هستند که در نفس اثر شگفتی آوری گذاشته موجب قبض و بسط شوند، و قیاسی که مرکب از متخیلات است شعر نامند. (از دستورالعلماء ج ٣ ص ١٤١) (از فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی ).