واژه‌جو

مساکنة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مساکنة. [ م ُ ک َ ن َ ] (ع مص ) با یکدیگر در یک خانه باشش کردن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). با یکدیگر در سرای نشستن . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی مساکنة | واژه‌جو