مستجیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستجیز. [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استجازة. ◄ «جواز»خواهنده، و آن آبی باشد که به مواشی و زراعت دهند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ اجازت خواهنده . (آنندراج ). اذن خواهنده . (اقرب الموارد) : چه عجب گر خالق این قوم نیز با تو باشد چون نه ای تو مستجیز . مولوی (مثنوی ). ◄ صله طلبنده . (منتهی الارب ). رجوع به استجازة شود.