واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۵۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون دولت تو جهان جوانست‌ای شاه پس دولت تو مگر جهانست‌ای شاه بزم تو به حسن بوستانست‌ای شاه گویی ز شکوفه زآسمانست‌ای شاه

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۵۴ | واژه جو