واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۷۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

شوخی صنمی خوشی کشی خندانی طوطی سخنی و عندلیب الحانی چون برده دلم به لابه و دستانی لابد پس دل روم چو سرگردانی

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۷۰ | واژه جو