مشربه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشربة. [ م َ رَ ب َ ] (ع اِ) آبخور. جای آب خوردن . موضعی که مردمان از آن آب می خورند. ج، مشارب . (از ناظم الاطباء). و رجوع به معنی آخر مدخل قبل شود.
مشربة. [ م ِ رَ ب َ ] (ع اِ) ساغر. (زمخشری ). جای آب . (از مهذب الاسماء). کوزه ٔ آب و آنچه بدان آب خورند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). که بوی آب خورند. سقایه . (ترجمان القرآن ).ظرفی که از آن آب خورند. (غیاث ). ظرف که بدان آب آشامند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد). شراب دان . جای آب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مشربة. [ م َ رَب َ / م َ رُ ب َ ] (ع اِ) زمین نرم همیشه گیاه . ◄ دریچه و پرواره . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ پیش دالان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). صفه . (اقرب الموارد). ◄ یک مشت آب . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). غرفة. (اقرب الموارد). ج، مشارب . (ناظم الاطباء). ◄ آبخور بر جوی، یا عام است . ج، مشارب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).