ملجان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملجان . [ م َل ْ ل َ ] (اِخ ) ناحیه ای است بین ارجان و شیراز. قریه ها و حصارها دارد. (از معجم البلدان ). ناحیه ای است به فارس میان ارجان و شیراز. (انجمن آرا).
ملجان . [ م َ ] (ع ص ) رجل ملجان ؛ مرد ناکس که شیر ناقه بمکد از ناکسی و ندوشد. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). رجل ملجان و مَصّان ؛ مردی که ازلئامت شیر شتر و گوسفند را از پستان آنها بمکد و آن را ندوشد مبادا که شنیده شود. (از اقرب الموارد).
ملجان . [ ] (اِخ ) رجوع به ملجمان شود.