واژه جو

مول کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مول کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زناکاری کردن . از مردی به طرز نامشروع بار گرفتن . طفل حرامزاده به دنیا آوردن زن . (فرهنگ لغات عامیانه ). و رجوع به مول شود.

معنی مول کردن | واژه جو