می خوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
می خوش . [ م َ / م ِخوَش ْ / خُش ْ ] (ص مرکب ) ترش و شیرین . مُزّ. مُزَّه .ملس . به مزه ٔ شرابی که کمی ترش باشد. نه ترش و نه شیرین . ترش مطبوع . کمی ترش . (یادداشت مؤلف ). به معنی ترش و شیرین باشد. (برهان ). مزه ٔ ترش که در آن شیرینی هم باشد. (غیاث ). ترشی که در آن شیرینی هم باشد. (از آنندراج ): رمان مز؛ انار میخوش . (ریاض الادویه ).
میخوش . [ م ِ خوَش ْ / خُش ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مغان بخش گرمی شهرستان اردبیل، واقع در ٢٣هزارگزی خاور گرمی با ٢٣٦ تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).