می زدگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
می زدگی . [ م َ / م ِ زَ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) صفت و حالت می زده . شراب زدگی . (یادداشت مؤلف ). مخموری . مستی : به پنجشنبه که روز خمار می زدگی است چو تلخ باده خوری راحتت فزاید خود. منوچهری . و رجوع به می زده شود.