میعادگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میعادگاه . (اِ مرکب ) جایی که دو گروه با هم عهد اتفاق می بندند و قرار مدار کارهای خود را می دهند. (ناظم الاطباء). وعده گاه . وعده جای . قرارگاه . جای قرار گذاشتن و وعده دادن : روان کرد مرکب به میعادگاه پذیره که دشمن کی آید ز راه . نظامی . بهشت از حضرتش میعادگاه است ز باغ دولتش طوبی گیاه است . نظامی . دو لشکر درآمد به میعادگاه شد آراسته هر دو صف سپاه . ملاعبداﷲ هاتفی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی