میمندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میمندی . [ م َ م َ / م ِ م َ ] (ص نسبی ) منسوب به میمند. از مردم میمند. رجوع به میمند شود.
میمندی . [ م َ م َ / م ِ م َ ] (اِخ ) ابوالقاسم احمدبن حسن . رجوع به احمدبن حسن و رجوع به ابوالقاسم شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میمندی . [ م َ م َ / م ِ م َ ] (ص نسبی ) منسوب به میمند. از مردم میمند. رجوع به میمند شود.
میمندی . [ م َ م َ / م ِ م َ ] (اِخ ) ابوالقاسم احمدبن حسن . رجوع به احمدبن حسن و رجوع به ابوالقاسم شود.