ناف زمین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناف زمین . [ ف ِ زَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ناف خاک . شکم خاک . ◄ مرکز زمین : دهلیز سراست ناف فردوس چون ناف زمین میان کعبه . خاقانی . ◄ (اِخ ) ناف ارض . کنایه از کعبه ٔ معظمه . (برهان قاطع). مکه ٔ معظمه، برای اینکه مسلمانان تمام روی زمین در نماز رو به آن می کنند پس در میان زمین واقع شده که ناف مجازاً به معنی میان است . (فرهنگ نظام ). رجوع به ناف ارض و نیز رجوع به غیاث اللغات شود : عالم تر دامن خشک از تو یافت ناف زمین نافه ٔ مشک از تو یافت . نظامی . سر نافه در بیت اقصی گشاد ز ناف زمین سر به اقصی نهاد. نظامی (از فرهنگ نظام ).