نامی اصفهانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامی اصفهانی . [ ی ِ اِ ف َ ] (اِخ )مرتضی قلی خان، متخلص به نامی . از معاصران و منشیان عهد شاه عباس کبیر است . وی به دوران سلطنت اکبرشاه رخت عزیمت به هند کشید و در همانجا درگذشت . او راست : گر غبار گلشن کویت به چشم ما رسد پنجه ٔ مژگان زند گل بر سر دستار ما. رجوع به صبح گلشن ص ٥٠٢ و قاموس الاعلام ج ٦ شود.
نامی اصفهانی . [ ی ِ اِف َ ] (اِخ ) نورانی خباز، متخلص به نامی . او راست : در عشق توام گشته دل و جان دشمن ای در طلبت پای به دامان دشمن در دست مرا دشمن و در جان دشمن وز دست تو دستم به گریبان دشمن . (از صبح گلشن ص ٥٠٣) (قاموس الاعلام ج ٦).
نامی اصفهانی . [ ی ِ اِ ف َ ] (اِخ ) (میرزا...)محمدصادق، متخلص به نامی . از شاعران قرن سیزدهم است، و به روایت هدایت در مجمع الفصحاء، وی به فنون نظم و نثر رغبت داشته و تاریخی مشتمل بر وقایع دولت کریم خان وکیل و دیگران نگاشته و منشیانه عبارت پردازی کرده است ... در فن نظم به مثنوی سرائی راغب بوده، قصد تتبع خمسه داشته، سه مثنوی به نامهای : خسرو و شیرین، وامق و عذرا و لیلی و مجنون به نظم درآورده است . وی به دوران سلطنت نادرشاه درگذشت . آذر در آتشکده این ابیات را از مثنوی خسرو و شیرین وی نقل کرده است : چو خسرو سوی شکّر کرد آهنگ شکرلب ماند تنها با دلی تنگ سیه گردید روز و روزگارش به رسوائی کشید انجام کارش عجب دردی است دور از یار بودن صبوری کردن و ناچار بودن . و شکوه ٔ شیرین از خسرو: زمانه یار و گردون یاورت باد شراب خوشدلی در ساغرت باد ز حلوای شکر سیری مبادت ز یار تازه دلگیری مبادت بحمداﷲ که زودت آزمودم بخاطر آنچه بودت آزمودم . برای اطلاع بیشتر از احوال و آثار وی رجوع به مجله ٔ آینده سال دوم ص ٥٣٣ و فهرست کتابخانه ٔ مجلس شورای ملی ص ١٨١ و تذکره ٔ صبح گلشن ص ٥٠٢ و قاموس الاعلام ج ٦ و مجمع الفصحاء ج ٢ ص ٥٢٣ و آتشکده ٔ آذر ص ٤٢٩ شود.