نسبت دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نسبت دادن . [ ن ِ ب َ دَ ] (مص مرکب ) منسوب کردن . (یادداشت مؤلف ). بستن به . اسناد : کدو بود چاهی تهی از فروغ به او نسبت نور دادن دروغ . ملاطغرا. در میکده بی پاوسریهاست، سروپا نسبت به خود آنکس که دهد نقص تمام است . واله (از آنندراج ).