نویدگری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نویدگری . [ ن ُ گ َ ] (حامص مرکب ) به مهمانی خواندن . بشارت به ضیافت . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ بشارت دادن . مبشری . عمل نویدگر. رجوع به نویدگر شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نویدگری . [ ن ُ گ َ ] (حامص مرکب ) به مهمانی خواندن . بشارت به ضیافت . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ بشارت دادن . مبشری . عمل نویدگر. رجوع به نویدگر شود.