نیابه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیابة. [ ب َ ] (ع مص ) بجای کسی ایستادن . (تاج المصادر بیهقی ) (آنندراج ). قائم مقام کسی شدن . نوب . مناب . (از متن اللغة). ایستادن بجای کسی که پیش از تو بوده باشد. (زوزنی ). نیز رجوع به نیابت و نوب شود. ◄ (اِ) بار. پاس . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نوبه . (ناظم الاطباء). نیاوه . (مهذب الاسماء) (یادداشت مؤلف ). نوبت .
نیابه . [ ب َ / ب ِ ] (از ع، اِ) نوبت . (لغت فرس اسدی ) (صحاح الفرس ) (ناظم الاطباء). بار. کرت . دفعه . مرتبه . رجوع به نیابت و نیابة شود : آن به که نیابه را نگه داری کردار تن خویش را کنی فربه . بوشکور (لغت فرس اسدی، از یادداشت مؤلف ).