وارنا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وارنا. (اِخ ) نام روستایی در گیلان . (از جغرافیای سیاسی ایران کیهان ص ٢٦٣).
وارنا. (اِخ ) دهی است از دهستان موگوئی بخش آخوره شهرستان فریدن که در ٢٦ هزارگزی مشرق آخوره و در جلگه واقع شده و متصل به راه مالرو عمومی است . نقطه ای است سردسیر و مسطح و دارای ١٣٨ تن سکنه .آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصولاتش غلات، حبوب و شغل مردم آن زراعت است . صنعت دستی زنانش قالیبافی و جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١).
وارنا. (اِخ ) وارنه . بندری است در بلغارستان در کنار دریای سیاه دارای ٧٧٨٠٠ تن سکنه درسال ١٤٤٤ م . لهستانیها و مجارستانیها در آنجا از عثمانیها شکست خوردند. در این شهر سلطان مرادخان ثانی به سال ٨٤٧ هَ . ق . مسیحیان را شکست سخت داد. این بندر پس از جنگ جهانی دوم به نام استالین خوانده شد.