وا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وا. (ص ) به معنی دور بنظر آمده است که نقیض نزدیک باشد. (برهان ).
وا. (ص ) گشاده . باز : مغان گشاده در فیض و بسته در مرتاض که باد وا همه درهای فیض بر فیاض . آصفی .
وا. (صوت ) مخفف وای . کلمه ای است که مردم مریض در زمان شدت مرض به آن ندا کنند. (برهان ). ◄ گاه در محل تأسف خوردن کف های دست برهم سایند و این کلمه را گویند. (برهان ). ◄ در تداول زنان تهران تعجب و استفهام انکاری را رساند.