پاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پاز. (ص ) بی غش . (برهان ). پاک . خالص . ◄ نازک و لطیف . (برهان ).
پاز. [ زز ] (اِخ ) مرکز بولیوی بر ساحل شرقی دریاچه ٔ تی تی کاکاو آن بوسیله ٔ راه آهن به اقیانوس ساکن متصل میگردد ودارای ١٥٠٠٠٠ تن سکنه و از مراکز مهم تجارتی است .