پدرامیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پدرامیدن . [ پ ِ دَ ] (مص ) نیکو شدن . خوب شدن . خرم شدن . بسهل درآمدن : اگرچه راه ناپدرام باشد بپدرامد چو خوش فرجام باشد. فخرالدین اسعد (ویس و رامین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پدرامیدن . [ پ ِ دَ ] (مص ) نیکو شدن . خوب شدن . خرم شدن . بسهل درآمدن : اگرچه راه ناپدرام باشد بپدرامد چو خوش فرجام باشد. فخرالدین اسعد (ویس و رامین ).