واژه جو

چارخلط

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چارخلط. [ خ ِ] (اِ مرکب ) خون و بلغم و صفرا و سودا. صفرا و سوداو بلغم و خون مطابق اصطلاح پزشکان قدیم : از سر و پای تا بگردن و گوش هست از این چارخلط عاریه پوش . نظامی .

معنی چارخلط | واژه جو