واژه جو

چارخلیفه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چارخلیفه . [ خ َ ف َ / ف ِ ] (اِ مرکب ) کنایه از چهار عنصر : وین خانه ٔ هفت سقف کرده بر چارخلیفه وقف کرده . نظامی . زین چارخلیفه ملک پیداست خانه به چهار حد مهیاست . نظامی .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی چارخلیفه | واژه جو