کاسه گر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاسه گر. [ س َ / س ِ گ َ ] (ص مرکب ) شخصی را گویند که کاسه و طبق میسازد. (برهان ). قداح . (منتهی الارب ). آنکه کاسه سازد : هیچ کاسه گر کند کاسه تمام بهر عین کاسه نه بهر طعام . مولوی (مثنوی ). ◄ (اِ مرکب ) نام نوایی و قولی است از موسیقی . (برهان ) : بر ره قول کاسه گر کوس نوای نو زند بر سر خوانچه ٔ طرب مرغ صلای نو زند. خاقانی . نوای باربد و ساز بربط و مزمار طریق کاسه گر و راه ارغنون و سه تار. خاقانی . کاس می و قول کاسه گر خواه چون کوس پگه فغان برآورد. خاقانی . کاس بخندید کز نشاط سحرگاه کوس بشارت نوای کاسه گر آورد. خاقانی . رودسازان همه در کاسه ٔ سرها بسماع شربت جان ز ره کاسه گر آمیخته اند. خاقانی . کاسه ٔ رباب ار شعر تر بر نوش قول کاسه گر در کاسه ٔ سرها نگر زان کاسه حلوا ریخته . خاقانی . ◄ نام مطربی هم هست که قول کاسه گر مخترع اوست . (برهان ). رشیدی گفته نام مردی مطرب بوده که کاسهای چینی را خوب می نواخته . (آنندراج ). ◄ نام خط ششم است از جمله ٔ خطوط جام جم و آن را خط کاسه گر میگویند. (برهان ). ◄ نقاره نواز و نقاره چی را نیز گویند. (برهان ). و به کاسه رجوع شود.