کمالالدین اسماعیل | غزلیات | شماره ۳۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دل بدان دلنواز خواهم داد جان بشمع طراز خواهم داد پس ازین من بدست عشق و هوس مالش حرص و از خواهم داد چشم و دل را چو شمع و اتش و آب مایه و برگ و ساز خواهم داد مدهای عقل زحمتم بسیار که جواب تو باز خواهم داد چند گویی که دل بدو دادی؟ دادم آری و باز خواهم داد بر سرم عشق ترکناز آورد تن درین ترکتاز خواهم داد زین دو در بند دیدگان شب و روز اشکها را جواز خواهم داد ار دل از من بناز میخواهد من بدو از نیاز خواهم داد نازنین است یار من پیشش جان شیرین بناز خواهم داد