کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۳۲۴ - وله ایضا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ایا حری که دستت گاه بخشش چو ابر بهمنست از سیم پاشی شکاری کردهام امروز زیبا چنان کز سیم سروی بر تراشی ولیک از شرم رویم مینماید از آن تارک که خود دانی تحاشی گرم تو یک صراحی میفرستی ز روی دوستی و خواجه تاشی فتوحی کم از وگردد میسر چنان باشد که تو خود داده باشی