کمر کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمر کشیدن .[ ک َ م َ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) عبارت از استوار بستن کمر به قصد غالب آمدن بر آن و ترقی نمودن از آن . (آنندراج ). استوار بستن کمر به قصد غالب آمدن بر آن و افزون شدن از آن . (فرهنگ فارسی معین ) : کمر بر کلاه فریدون کشید سر تخت بر تاج گردون کشید. نظامی (از آنندراج ). و رجوع به کمر و کمرکش در همین لغت نامه شود.