کوتاه زبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوتاه زبان . [ زَ ] (ص مرکب ) کسی که در سخن گفتن عاجز باشد. آنکه گفتارش فصیح نباشد. کوته زبان . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوته زبان شود. ◄ آنکه به علت نداشتن حق، دعوی نتواند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ کم سخن . آنکه دراززبان نباشد. و رجوع به کوتاه زبانی شود.