گاز زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاززدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) دندان زدن . دندان فروکردن . فروبردن دندان . بریدن با دندان جزئی از چیزی را برای خوردن : خیار را گاز زدن، سیب را گاز زدن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاززدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) دندان زدن . دندان فروکردن . فروبردن دندان . بریدن با دندان جزئی از چیزی را برای خوردن : خیار را گاز زدن، سیب را گاز زدن .