گران پرواز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گران پرواز. [ گ ِ پ َرْ ] (ص مرکب ) آنکه پرواز بدیر کند. (آنندراج ). دیرپرواز. دیرگذر : در این بستان سرا خود را چنان صائب سبک کردم که رنگ چهره ٔ گل را گران پرواز میدانم . صائب (ازآنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گران پرواز. [ گ ِ پ َرْ ] (ص مرکب ) آنکه پرواز بدیر کند. (آنندراج ). دیرپرواز. دیرگذر : در این بستان سرا خود را چنان صائب سبک کردم که رنگ چهره ٔ گل را گران پرواز میدانم . صائب (ازآنندراج ).