گران چشم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گران چشم . [ گ ِ چ َ / چ ِ ] (ص مرکب ) بزرگ چشم . (منتهی الارب ). علی (بن ابیطالب ) مردی بود معتدل قامت ضخم شکم سخت عظیم، سپید، سر و ریش بزرگ داشت چنانکه همه ٔ سینه بپوشانیدی و گران چشم بود، اما نیکوروی بود و با هیئت و موی بسیار بود بر سینه ٔ وی . (مجمل التواریخ و القصص ). ◄ بدچشم . (ناظم الاطباء). ◄ مرادف ستورچشم . (آنندراج ).