گستاخ بینی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گستاخ بینی . [ گ ُ ] (حامص مرکب ) جسارت ورزی . جسوری : فراقش گر کند گستاخ بینی بگو برخیزمت یا مینشینی . نظامی . ز بس گوهرکمرهای شب افروز در گستاخ بینی بسته بر روز. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گستاخ بینی . [ گ ُ ] (حامص مرکب ) جسارت ورزی . جسوری : فراقش گر کند گستاخ بینی بگو برخیزمت یا مینشینی . نظامی . ز بس گوهرکمرهای شب افروز در گستاخ بینی بسته بر روز. نظامی .