واژه‌جو

گشنگان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گشنگان . [ گ ِ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کیار بخش بروجن شهرستان شهرکرد، واقع در ٣٥هزارگزی شمال باختری بروجن متصل به راه بروجن به شلمزار. هوای آن معتدل و دارای ٩٥٨ تن سکنه است . آب آن ازرودخانه و چشمه و محصول آن غلات، برنج و حبوبات است .شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالیبافی است . راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).

معنی گشنگان | واژه‌جو